|
امروز اول مهر روزی است که من متولد می شوم در نهایت نفهمیدم هدف از خلق موجودی مانند من چی بود . اما بالاخره فهمیدم که از این میلاد احساس خوبی دارم خوشحالم ساعت ۷ صبح اول مهر ماه زندگی خوبی را برایم به ارمغان آورد . (اینجا مثل یه دروغ گو ،دروغ گفتم . اونی که براش مهمه ما دروغ نگیم،امیدوارم منو ببخشه... ) + نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386 17:30 توسط آرزو |
کاش فقط این بار کسی ... از دور می آمد و به آهنگ تاریک اندامم گوش فرا میداد کاش تو این قدر نزدیک به قلبم نبودی این گونه سلوکم راحت تر بود حتی راحت تر از سلوک پرنده ای در تاریکی شب ... باور کن این قدر نزدیکی به نبضم برای روحم خطرناک است !!! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 14:15 توسط آرزو |
در نگاهی که کردمت همه عمر
نرود تا قیامت از یادم اولین نگاه که دل بردی آخرین نگاه که جان دادم + نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 2:20 توسط آرزو
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386 1:3 توسط آرزو |
رفتم مرا ببخش و نگو او وفا نداشت
رفتم که گم شوم در غبار راه راهی بجز گریز برایم نمانده بود آن عشق آتشین و پر درد و امید به وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم و مرا ببخش و مگو او وفا نداشت !؟ + نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 3:13 توسط آرزو |
|